خرید بک لینک
از حالا دیگه تو واسم غریبه شدی:(

نمیتونم از قلبم بندازمش بیرون:(اصلنننننن:(

برچسب: نمیدونم چرا نمیشه,نمیدونم چرا هی نمیشه,نمیدونم چرا تو زندگیم هی نمیشه, نویسنده: شیدا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 1:35

دلم تنگ میشه واست داداشم:((((( مواظب خودت خیلی خیلی باش... حرفامو تو کامنت نوشتم واست:) قضیه این پسرروهم اگه کامنت خصوصیای وبمو بخونی میبینی:/

برچسب: داداشی چت,داداشی روح الله,داداشی دوست دارم, نویسنده: شیدا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 1:35

بازم هوای دونفره و منم یه نفره:(

برچسب: هی روزگار,هی خدا,های چت, نویسنده: شیدا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 1:35

فاضله:)

خعلی احساسیه^-^

امروز_زنگ مطالعات_حالم گه بود_اشکام ریخت_

فاضله:)اومد جلو بادستاش سرمو گرف:)نمیدونم چیشد..

پریدم بغلش:)

اشک ریختم:(

انگار نیاز داشتم یکی بغلم کنه!

دمش گرم..واقعا بامرامه..درسه رابطمون مث قبل نیس..اما خو هنوزم دوسش دارم..

اون نسبت بهم سرد شده!

برچسب: نویسنده: شیدا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 1:35

اقا محدی..! واقعا نظری ندارم نسبت بش..هرچند نظر من چندان اهمیتی نداره.. اونجوری که فک میکردم نبود..نمیدونم چرا..! کلن از نوع جواب دادن کامنتاش خوشم نیومد.. شاید من زیاد صمیمی برخورد کردم و اون غریبانه و سنگین..بهرحال من خوب باهاش حرفیدم و پشیمونم نیسم.. شاید اشتباهم این بود که با ارش مقایسش میکردم..اماداونا اصلن شبیه هم نیسن..ارش یه پسره فوق العاده معاشرتی و باحال.. اما خو محدی..یه پسره سنگین و سرد! خو اصن مهم نیس که من خوشم بیاد ازش یا نه.. مهم اینه که حسینو دوسش داره^_^ دیگه نمیرم وبش و مزاحمشم نمیشم:) اینجوری بهتره.. اما خو بازم میگم..نمیشه گف پسره خوبی نیس..اخه تعریفای حسناهم نشون میداد پسر باحالی باشه:) اوووف.. به توچه اصن سانیا•___• هاوالا:|

برچسب: نویسنده: شیدا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 1:35

محدی بر خلاف تصورم پسر باحالیه هااا..

اوخی..

چقد خندیدم..

خخخ

برچسب: مهدی احمدوند,مهدی یراحی,مهدیه محمد خانی, نویسنده: شیدا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 1:35

سلوم:)

وااااااااااای..هنو مرفتی ساری داداشی؟!؟!؟؟!

دلم تنگ شده خره:(

گفتی تو تعطیلات میری..پ چرا نرفی؟!

هعی..

تورو خدا اگه اومدی یه کامنت بزار:(

راسی..پستای قبلمم بخون:)گفته بودم میخوام ادرس این وبو عوض کنم..از این به بعد بیا تو اون وبت..همونی که مال خودته و دادیش به من تا پست بذارم..همون کلبه ی خاموش دلت..

اها..فهمیدی؟

خوبه..تپ اونجا بحرفیم..

ممنون...یوس..بابای:)

برچسب: داداشم تولدت مبارک,داداشم منو میکنه,داداشم دوست دارم, نویسنده: شیدا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 1:34

دلم برا این وب تنگ شده.. خیلی کم میومدم اینجا:( اما خو الان برگشتم^__^ امشب با ایدا یجورایی قهرکردیم.. تقصیرمن بود# همیشه میرینم..حالش خوب نبود.. جای اینکه کنارش باشم..بدتر ریدم به اعصابش:( اخه به منم میگن رفیق؟میگن خواهر؟ اما واقعا نظری راجع به ارش ندارم.. نمیدونم چرا.. شاید بخاطره اینه که نمیخوام خودمو درگیر این قضیه کنم.. نمیخوام دخالت کنم..واس همینه.. یبار دخالت کردم..دیدی چیشد..؟این دفه..عمرن:/ ایدا مطمئنا دیگه هیچ وخ نظرمو نمیپرسه..اینجوری بهتره.. اخه من واقعا ادم منطق و نصیحت و این جور چیزا نیسم..و چیزیم سردرنمیارم... واس همین الکی نظر چرت ندم بهتره•__•

برچسب: نویسنده: شیدا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 1:34

صفحه بندی